24 حدیث گرانبها درباره مسلمانان واقعی

1 عنه صلى الله عليه و آله :لا تُرَوِّعُوا المُسلِمَ ؛ فَإِنَّ رَوعَةَ المُسلِمِ ظُلمٌ عَظيمٌ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان را دچار وحشت نكنيد كه ترساندن مسلمان ، ستمى بزرگ است

2 رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : كونوا عِبادَ اللّه‏ِ إخوانا ، المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ؛ لا يَظلِمُهُ ، و لا يَخذُلُهُ ، ولا يُحَقِّرُهُ . رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : اى بندگان خدا ! برادر باشيد . مسلمان ، برادر مسلمان است ، به او ستم نمى‏كند ، او را وا نمى‏گذارد و او را تحقير نمى‏كند

3 عنه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ، لا يَمنَعُهُ الماعونَ . رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : مسلمان ، برادرِ مسلمان است و لوازم ضرورى زندگى را از او دريغ نمى‏دارد

4 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ؛ لا يَمنَعُهُ الماعونَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان برادر مسلمان است و از نيكى به او خوددارى نمى كند

5 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلمُ أخُو المُسلِم ، لا يَظلِمُهُ ولا يَشتُمُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان ، برادر مسلمان است ، به او ستم نمى كند و ناسزايش نمى گويد

6 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلمُ أخُو المُسلمِ ، لا يَخُونُهُ ولا يَكذِبُهُ ولا يَخذُلُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان ، برادر مسلمان است ؛ به او خيانت نمى كند ، به او دروغ نمى گويد و او را تنها و بى ياور نمى گذارد

7 عنه صلى الله عليه و آله :أفضَلُ الصَّدَقةِ أن يَتَعَلَّمَ المَرءُ المُسلمُ عِلما ثُمّ يُعَلِّمَهُ أخاهُ المُسلمَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : برترين صدقه، اين است كه شخص مسلمان ، علمى بياموزد و سپس آن را به برادر مسلمان خود ياد دهد

8 عنه صلى الله عليه و آله :لا تُرَوِّعُوا المُسلِمَ ؛ فَإِنَّ رَوعَةَ المُسلِمِ ظُلمٌ عَظيمٌ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان را دچار وحشت نكنيد كه ترساندن مسلمان ، ستمى بزرگ است

9 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ؛ لا يَظلِمُهُ ، و لا يُسلِمُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان ، برادرِ مسلمان است ؛ نه به او ستم مى كند و نه او را تسليم [مشكلات ]مى نمايد

10 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلِمُ مِرآةُ المُسلِمِ ، فَإِذا رَأى بِهِ شَيئا فَيَأخُذُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان ، آينه مسلمان است . پس هر گاه در او چيزى ديد ، آن را بر مى دارد

11 عنه صلى الله عليه و آله :لا يَحِلُّ لِامرِئٍ مُسلمٍ أن يَأخُذَ مالَ أخِيهِ بغَيرِ حَقِّهِ ؛ وذلكَ لِما حَرَّمَ اللّه ُ عَزَّوجلَّ مالَ المُسلمِ علَى المُسلمِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بر هيچ مسلمانى روا نيست كه مال برادرش را به ناحق بگيرد؛ زيرا خداوند عز و جل مال مسلمان را بر مسلمان، حرام كرده است

12 عنه عليه السلام :المُصلِحُ ليسَ بكاذِبٍ . امام صادق عليه السلام : اصلاح دهنده [ميان مردم مسلمان]، دروغگو به شمار نمى آيد

13 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :مِن إجلالِ اللّهِ إجلالُ ذي الشَّيبَةِ المُسلمِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : احترام نهادن به مسلمان سالخورده ، احترام به خداوند است

14 عنه عليه السلام :أعظَمُ الخَطايا اقتِطاعُ مالِ امرِئٍ مسلمٍ بغَيرِ حقٍّ . امام على عليه السلام : بزرگترين گناه ، به ناحق خوردن مال مسلمان است

15 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :هَجرُ المُسلِمِ أخاهُ كَسَفكِ دَمِهِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قهر كردن مسلمان با برادرش، مانند ريختن خون اوست

16 الإمام الصادق عليه السلام :ما رَأَيتُ شَيئا هُوَ أضَرُّ في دينِ المُسلِمِ مِنَ الشُّحِّ . امام صادق عليه السلام : من براى دين مسلمان ، چيزى زيانبارتر از بخل نديده ام

17 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :قِتالُ المسلمِ أخاهُ كُفرٌ ، و سِبابُهُ فُسوقٌ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جنگيدن مسلمان با برادر خود كفر است، و دشنام دادن به او فسق

18 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :التّاجرُ الأمينُ الصَّدوقُ المسلِمُ معَ الشّهداءِ يَومَ القيامةِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : تاجر درستكار، راستگو و مسلمان ، در قيامت با شهيدان است

19 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :إنَّ أوَّلَ شيءٍ يُرفَعُ مِن هذهِ الاُمّةِ الأمانَةُ و الخُشوعُ ، حتّى لا تَكادُ تَرى خاشِعا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نخستين چيزى كه از ميان اين امت رخت بر مى بندد، امانتدارى و خشوع است، چندان كه تقريبا مسلمان خاشعى نمى يابى

20 عنه عليه السلام :مَن كانَ في حاجَةِ أخيهِ المؤمنِ المسلمِ كانَ اللّهُ في حاجَتِهِ ما كانَ في حاجَةِ أخيهِ . امام صادق عليه السلام : كسى كه به فكر برآوردن نياز برادر مؤمن مسلمان خود باشد، تا زمانى كه در فكر نياز او باشد، خداوند در كار نياز وى باشد

21 الإمامُ عليٌّ عليه السلام :رَوِّضوا أنفُسَكُم على الأخْلاقِ الحَسَنَةِ ؛ فإنّ العَبدَ المُسلِمَ يَبلُغُ بحُسْنِ خُلقِهِ دَرجَةَ الصّائمِ القائمِ . امام على عليه السلام : نفْسهاى خود را بر اخلاق نيكو تمرين دهيد ؛ زيرا كه بنده مسلمان، با حُسنِ خُلقِ خود به درجه روزه گيرِ شب زنده دار مى رسد

22 عنه صلى الله عليه و آله :لا ضَرَرَ و لا إضرارَ في الإسلامِ، فَالإسلامُ يَزيدُ المُسلمَ خَيرا و لا يَزِيدُهُ شَرّا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در اسلام ضرر و زيان زدن به ديگران ممنوع است ؛ زيرا اسلام بر خير مسلمان مى افزايد و شرّى به او نمى رساند

23 عنه عليه‏السلام: ما عُبِدَ اللّه‏ُ بِشَيءٍ أحَبَّ إلَى اللّه‏ِ مِن إدخالِ السُّرورِ عَلَى المُؤمِنِ . امام باقر عليه‏السلام : خداوند به چيزى كه نزدش محبوب‏تر از شادمان ساختن مسلمان باشد ، پرستيده نشده است

24 عنه صلى الله عليه و آله :مَن أصبَحَ لا يَهتَمُّ بِاُمُورِ المُسلمينَ فَلَيسَ بِمُسلمٍ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هركه صبح كند و به فكر گرفتاريهاى مسلمانان نباشد ، مسلمان نيست

.

.

.

.

گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)

چهارشنبه – ۱۵ اسفند ۱۳۹۷

کتاب پی دی اف/گرد آوری ابیات ناب از اشعار حافظ/ابوالقاسم کریمی

برای دانلود یکی از  لینک های زیر را کلیک کنید

 

 

پرشین گیگ

http://cdn.persiangig.com/preview/YJqvjv6pwv/گرد_آوری_ابیات_ناب_از_اشعار_حافظ

گوگل درایو

https://drive.google.com/file/d/1EM-j-069ZT0Fe8ZE_YaAFfIZz5Xew0w8/view?usp=sharing

گزیده آیات قرآن کریم/بخش اول

_
به نام خداوند رحمتگر مهربان
_

_بقره_

و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مى‏ گويند ما خود اصلاحگريم (۱۱

بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمى‏ فهمند (۱۲

و چون به آنان گفته شود همان گونه كه مردم ايمان آوردند شما هم ايمان بياوريد مى‏ گويند آيا همان گونه كه كم خردان ايمان آورده‏ اند ايمان بياوريم هشدار كه آنان همان كم‏خردانند ولى نمى‏ دانند (۱۳

و چون با كسانى كه ايمان آورده‏ اند برخورد كنند مى‏ گويند ايمان آورديم و چون با شيطانهاى خود خلوت كنند مى‏ گويند در حقيقت ما با شماييم ما فقط [آنان را] ريشخند مى ‏كنيم (۱۴

همين كسانند كه گمراهى را به [بهاى] هدايت‏ خريدند در نتيجه داد و ستدشان سود[ى به بار] نياورد و هدايت‏ يافته نبودند (۱۶

و حق را به باطل درنياميزيد و حقيقت را با آنكه خود میدانید كتمان نكنيد (۴۲

از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان (۴۵

همان كسانى كه مى‏ دانند با پروردگار خود ديدار خواهند كرد و به سوى او باز خواهند گشت (۴۶

آرى كسى كه بدى به دست آورد و گناهش او را در ميان گيرد پس چنين كسانى اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود (۸۱

…..همين شما هستيد كه يكديگر را مى ‏كشيد و گروهى از خودتان را از ديارشان بيرون مى ‏رانيد و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به يكديگر كمك مى ‏كنيد…….(85

پس مرا ياد كنيد [تا] شما را ياد كنم و شكرانه‏ ام را به جاى آريد و با من ناسپاسى نكنيد (۱۵۲

و قطعا شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را (۱۵۵

كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏ گويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏ گرديم (156

نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد بلكه نيكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى] و پيامبران ايمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان و گدايان و در [راه آزاد كردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زكات را بدهد و آنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زيان و به هنگام جنگ شكيبايانند آنانند كسانى كه راست گفته‏ اند و آنان همان پرهيزگارانند (۱۷۷

و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى ‏كنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند باشد كه راه يابند (۱۸۶

و در راه خدا انفاق كنيد و خود را با دست ‏خود به هلاكت ميفكنيد و نيكى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست مى دارد (۱۹۵

از تو مى ‏پرسند چه چيزى انفاق كنند [و به چه كسى بدهند] بگو هر مالى انفاق كنيد به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مسكينان و به در راه‏مانده تعلق دارد و هر گونه نيكى كنيد البته خدا به آن داناست (۲۱۵

كيست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نيكويى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بيفزايد و خداست كه [در معيشت بندگان] تنگى و گشايش پديد مى ‏آورد و به سوى او بازگردانده مى ‏شويد (۲۴۵

در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست (۲۵۶

مَثَل (صدقات‏) كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند همانند دانه‏ اى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه‏ اى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر كس كه بخواهد (آن را) چند برابر مى ‏كند، و خداوند گشايشگر داناست‏. (۲۶۱

كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند، سپس در پى آنچه انفاق كرده‏ اند، منّت و آزارى روا نمى دارند، پاداش آنان برايشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است‏، و بيمى بر آنان نيست و اندوهگين نمى ‏شوند. (۲۶۲

گفتارى پسنديده (در برابر نيازمندان‏) و گذشت (از اصرار و تندىِ آنان‏) بهتر از صدقه‏ اى است كه آزارى به دنبال آن باشد، و خداوند بى ‏نياز بردبار است‏. (۲۶۳

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد، صدقه ‏هاى خود را با منّت و آزار، باطل مكنيد، مانند كسى كه مالش را براى خودنمايى به مردم‏، انفاق مى ‏كند و به خدا و روز بازپسين ايمان ندارد. پس مَثَل او همچون مَثَل سنگ خارايى است كه بر روى آن‏، خاكى (نشسته‏) است‏، و رگبارى به آن رسيده و آن (سنگ‏) را سخت و صاف بر جاى نهاده است‏. آنان (=رياكاران‏) نيز از آنچه به دست آورده‏ اند، بهره‏ اى نمى ‏برند؛ و خداوند، گروه كافران را هدايت نمى ‏كند. (۲۶۴

شيطان شما را از تهيدستى بيم مى‏ دهد و شما را به زشتى وامى دارد؛ و(لى‏) خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و بخشش مى‏ دهد، و خداوند گشايشگر داناست‏. (۲۶۸

اگر صدقه ‏ها را آشكار كنيد، اين‏، كار خوبى است‏، و اگر آن را پنهان داريد و به مستمندان بدهيد، اين براى شما بهتر است‏؛ و بخشى از گناهانتان را مى‏ زدايد، و خداوند به آنچه انجام مى‏ دهيد آگاه است‏. (۲۷۱

كسانى كه ربا مى ‏خورند، (از گور) برنمى ‏خيزند مگر مانند برخاستن كسى كه شيطان بر اثر تماس‏، آشفته ‏سرش كرده است‏. اين بدان سبب است كه آنان گفتند: (داد و ستد صرفاً مانند رباست‏.) و حال آنكه خدا داد و ستد را حلال‏، و ربا را حرام گردانيده است‏. پس‏، هر كس‏، اندرزى از جانب پروردگارش بدو رسيد، و (از رباخوارى‏) باز ايستاد، آنچه گذشته‏، از آنِ اوست‏، و كارش به خدا واگذار مى ‏شود، و كسانى كه (به رباخوارى‏) باز گردند، آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود. (۲۷۵

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد، از خدا پروا كنيد؛ و اگر مؤمنيد، آنچه از ربا باقى مانده است واگذاريد. (۲۷۸

اگر (چنين‏) نكرديد، بدانيد به جنگ با خدا و فرستاده وى‏، برخاسته‏ ايد؛ و اگر توبه كنيد، سرمايه ‏هاى شما از خودتان است‏. نه ستم مى ‏كنيد و نه ستم مى ‏بينيد. (۲۷۹

خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايى‏ اش تكليف نمى ‏كند. آنچه (از خوبى‏) به دست آورده به سود او، و آنچه (از بدى‏) به دست آورده به زيان اوست. (286

.

.

.

گردآوری:ابوالقاسم کریمی

25 اردیبهشت 1396

گزیده کتاب ارزشمند نهج البلاغه/بخش اول

ستايش خداوند گران سنگ ترين چيز است، و برترين گنجى است كه ارزش ذخيره شدن دارد.

 

خدا پيامبر اسلام را زمانى فرستاد كه مردم در فتنه ها گرفتار شده، رشته هاى دين پاره شده و ستون هاى ايمان و يقين ناپايدار بود. در اصول دين اختلاف داشته، و امور مردم پراكنده بود، راه رهايى دشوار و پناهگاهى وجود نداشت، چراغ هدايت بى نور، و كور دلى همگان را فرا گرفته بود. خداى رحمان معصيت مى شد و شيطان يارى مى گرديد، ايمان بدون ياور مانده و ستون هاى آن ويران گرديده و نشانه هاى آن انكار شده، راه هاى آن ويران و جاده هاى آن كهنه و فراموش گرديده بود. مردم جاهلى شيطان را اطاعت مى كردند و به راه هاى او مى رفتند و در آبشخور شيطان سيراب مى شدند. با دست مردم جاهليت، نشانه هاى شيطان، آشكار و پرچم او بر افراشته گرديد. فتنه ها، مردم را لگد مال كرده و با سم هاى محكم خود نابودشان كرده و پا بر جا ايستاده بود. امّا مردم حيران و سرگردان، بى خبر و فريب خورده، در كنار بهترين خانه (كعبه) و بدترين همسايگان (بت پرستان) زندگى مى كردند. خواب آنها بيدارى، و سرمه چشم آنها اشك بود، در سرزمينى كه دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامى بود………..((خدایا خودت به دادمون برس))

 

اى مردم، امواج فتنه ها را با كشتى هاى نجات درهم بشكنيد، و از راه اختلاف و پراكندگى بپرهيزيد، و تاج هاى فخر و برترى جويى را بر زمين نهيد، رستگار شد آن كس كه با ياران به پاخاست، يا كناره گيرى نمود و مردم را آسوده گذاشت

 

اگر كوه ها از جاى كنده شوند تو ثابت و استوار باش

 

دين شما دو رويى، و آب آشاميدنى شما شور و ناگوار است. كسى كه ميان شما زندگى كند به كيفر گناهش گرفتار مى شود، و آن كس كه از شما دورى گزيند مشمول آمرزش پروردگار مى گردد

 

به خدا سوگند، بيت المال تاراج شده را هر كجا كه بيابم به صاحبان اصلى آن باز مى گردانم، گر چه با آن ازدواج كرده، يا كنيزانى خريده باشند، زيرا در عدالت گشايش براى عموم است، و آن كس كه عدالت بر او گران آيد، تحمّل ستم براى او سخت تر است

 

حقّ و باطل هميشه در پيكارند، و براى هر كدام طرفدارانى است، اگر باطل پيروز شود، جاى شگفتى نيست، از دير باز چنين بوده، و اگر طرفداران حق اندكند، چه بسا روزى فراوان گردند و پيروز شوند، امّا كمتر اتّفاق مى افتد كه چيز رفته باز گردد

 

دشمن ترين آفريده ها نزد خدا دو نفرند: مردى كه خدا او را به حال خود گذاشته، و از راه راست دور افتاده است، دل او شيفته بدعت است و مردم را گمراه كرده، به فتنه انگيزى مى كشاند و راه رستگارى گذشتگان را گم كرده و طرفداران خود و آيندگان را گمراه ساخته است. بار گناه ديگران را بر دوش كشيده و گرفتار زشتى هاى خود نيز مى باشد. و مردى كه مجهولاتى به هم بافته، و در ميان انسان هاى نادان امّت، جايگاهى پيدا كرده است، در تاريكى هاى فتنه فرو رفته، و از مشاهده صلح و صفا كور است. آدم نماها او را عالم ناميدند كه نيست، چيزى را بسيار جمع آورى مى كند كه اندك آن به از بسيار است، تا آن كه از آب گنديده سيراب شود، و دانش و اطّلاعات بيهوده فراهم آورد

 

در ميان مردم، با نام قاضى به داورى مى نشيند، و حلّ مشكلات ديگرى را به عهده مى گيرد، پس اگر مشكلى پيش آيد، با حرف هاى پوچ و تو خالى و رأى و نظر دروغين، آماده رفع آن مى شود. سپس اظهارات پوچ خود را باور مى كند، عنكبوتى را مى ماند كه در شبهات و بافته هاى تار خود چسبيده، نمى داند كه درست حكم كرده يا بر خطاست اگر بر صواب باشد مى ترسد كه خطا كرده، و اگر بر خطاست، اميد دارد كه رأى او درست باشد

 

دعوايى نسبت به يكى از احكام اجتماعى نزد عالمى مى برند كه با رأى خود حكمى صادر مى كند. پس همان دعوا را نزد ديگرى مى برند كه او درست بر خلاف رأى اوّلى حكم مى دهد. سپس همه قضات نزد رييس خود كه آنان را به قضاوت منصوب كرده، جمع مى گردند. او رأى همه را بر حق مى شمارد .در صورتى كه خدايشان يكى، پيغمبرشان يكى، و كتابشان يكى است، آيا خداى سبحان، آنها را به اختلاف، امر فرمود، كه اطاعت كردند يا آنها را از اختلاف پرهيز داد و معصيت خدا نمودند.
آيا خداى سبحان، دين ناقصى فرستاد و در تكميل آن از آنها استمداد كرده است آيا آنها شركاء خدايند كه هر چه مى خواهند در احكام دين بگويند و خدا رضايت دهد .آيا خداى سبحان، دين كاملى فرستاد پس پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در ابلاغ آن كوتاهى ورزيد در حالى كه خداى سبحان مى فرمايد: «ما در قرآن چيزى را فروگذار نكرديم

 

قيامت پيش روى شما و مرگ در پشت سر، شما را مى راند. سبكبار شويد تا برسيد. همانا آنان كه رفتند در انتظار رسيدن شمايند.

.
.
.
.
گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
25 خرداد1397

گرد آوری ابیات ناب از اشعار حافظ/ابوالقاسم کریمی

گرد آوری ابیات ناب از اشعار حافظ/ابوالقاسم کریمی

گرد آوری اشعار:نکته های مهم

1_در هنگام مطالعه ی شعر تلاش خواهم کرد ناب ترین ابیات را انتخاب کنم.
2_سعی خواهد شد ابیاتی که پند و اندرزی در آن وجود دارد گرد آوری شود.
3_ابیات که صرفا معنا و مفهوم عشق دنیایی دارد، جمع آوری نخواهد شد.

ابیات ناب/حافظ/بخش اول

1
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر، کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
2
به خُلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
به بند و دام نگیرند مرغ دانا را
3
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمان مدارا
4
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی ، تغییر کن قضا را
5
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
هست خاکی که به آبی نخرد توفان را
6
برو از خانه ی گردون به دَر و نان مَطلب
کآن سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را
7
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
8
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
9
عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
باز گردد یا برآید چیست فرمان شما
10
نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود
زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت
11
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
12
باده نوشی که در او روی و ریایی نَبُوَد
بهتر از زهد فروشی که در او روی ریاست
13
ما نه یاران ریاییم و حریفان نفاق
آن که او عالم سِر است بدین حال گواست
فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم
وآنچه گویند روا نیست نگوییم رواست
14
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
باده از خون رَزان است نه از خون شماست
15
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه ای جان من، خطا اینجاست
16
من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق
چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
17
کمر کوه کم است از کمر مور اینجا
نا امید از در رحمت مشو ای باده پرست
18
مقام عیش میسر نمیشود بی رنج
بلی به حکم بلا بسته اند عهد اَلست
19
به هست و نیست مَرنجان ضمیر و خوش می باش 
که نیستی است سرانجام هر کمال که هست
20
آنچه او ریخت به پیمانه ی ما نوشیدیم
اگر از خَمر بهشت است وگر باده ی مست
21
بکن معامله وین دل شکسته بخر
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
22
بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
23
سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم
دست از سر آبی که جهان جمله سراب است
24
حافظ هر آنکه عشق نورزید و وصل خواست
احرام طَوف ِ کعبه ی دل بی وضو ببست
25
مرا به بندِ تو دوران چرخ راضی کرد
ولی چه سود؟؟ که سر رشته در رضای تو بست
26
ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست
در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
27
بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است
بیار باده که بنیاد عمر بر باد است
28
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
29
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوزه عروس هزار داماد است
30
نشان عهد و و وفا نیست در تبسم گل
بنال بلبل بی دل که جای فریاد است

گرد آوری و تایپ:ابوالقاسم کریمی (فرزندزمین)

شعر بلای غم/ابوالقاسم کریمی

بلای غم به جان کشور افتاد

بنای شادی از ریشه بر افتاد

هوای سرد و خشک فصل پاییز

به دوش مردم روشنگر افتاد

……………………………….

ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

 

شعر دنیای شبناک/ابوالقاسم کریمی

  • چه سخته زندگی در پنجه ی خاک

    درون خونه ای پر کرم و نمناک

    ولی (ریشه میدونه) قدر خود را

    نمی ترسه از این دنیای شبناک

    —————————————

    ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

     

شعر کوچه های عاشقی/ابوالقاسم کریمی

گذشته حال و فردا را به هم ریخت

زمین را یک زن زیبا به هم ریخت

سکوت کوچه های عاشقی را

لب جادویی حوا به هم ریخت

…………………………………

ابوالقاسم کریمی فرزندزمین